تبليغاتX
ترشحات ذهن من
ترشحات ذهن پسر تنها

چه مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم چه مغرورانه التماس كرديم چه مغرورانه از هم گريختيم غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند هديه شيطان را به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان كرديم...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 19:48  توسط نوید   | 

به دلیل رودبایستی و قرار گرفتن در معذورات تا اطلاع ثانوی دیگر نمی نویسم !
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 8:53  توسط نوید   | 

امروز ۵ اکتبر مورخ ۱۴ مهر دیده به جهان گشودیم

اکنون ۲۰ ساله شدیم !

به امید آنکه ۱۰۰ ساله شویم

 

 

پ.ن : تولدت مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 11:46  توسط نوید   | 

عجب حکایتی شده خدا وکیلی !!!

قدیمها همکلاسی برای همکلاسی ارزش قائل بود

اما ....

امروز : شاهد بی احــــتـــرامی بعضی افراد حال چه از روی غرض و چه ناخودآگاه  هستیم !!!

در جوامع امروز شاهد حقوق برابر افراد هستیم امــــا نه تا این حد که دیگر

ارزنی برای و نماینده ی خود احترام قائـــل نباشید

از تمامی دوستان و همکلاسی هایی که در این بی احترامی بعضی دیگر را یاری نمودند

کمال تشکر را داریم ! 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 12:4  توسط نوید   | 

گاهی اوقات دلم واسه چوپان دروغگو میسوزه

چون ۳ تا دروغ گفت انگشت نمای عالم شد !

اما تو الان یه عمر ِ داری به من دورغ میگی

اما هیچی و هیچی .....

 

پ.ن : چرا انقدر من ساده هستم که هرچی میگه باور میکنم ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 6:6  توسط نوید   | 

گفتم هر چه این روزها بنویسم

تـــکــــرار مــکـــرارت است !

تکرار و تکرار و تکرار !

چرخش حول دایره ای به شعاع ۲۴ ساعت ! چقدر وحشتناک !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 18:4  توسط نوید   | 

نمی دانم چرا چنین شده است ؟

برای من که عجیب است فردی با دروغ و کلک با مدرک فوق دیپلم بیاد وزارت کشور رو به عهده بگیره و هیچ کس هم اعتراضی نکنه !

 دم بعضی از آقایونی که اسم سیاست و عدالت را یدک می کشند گرم

و  اینجا در این زمان جایی است که :

                                             مترسکها هم دست کلاغها هستند !

 

The image “http://images.epilogue.net/users/scarecrow63/Scarecrow(crow).jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 19:22  توسط نوید   | 

چگونه است ؟

دهانمان را نباید باز کنیم ! نباید چیزی بگوییم چرا که به بعضیها بر می خورد !

ای کسانی که شعار زنده باد مخالف من سر میدهید ! پس این حرکتتان چه بود ؟

شما کاری کرده اید که بیگانه جنبش دانشجویی ایران را چماق به دستان دانشگاهی بخواند !

یار دبستانی من !

راه را اشتباه میروی ! تو که دم از آزادی میزنی میبینم که چگونه آزادی !

دست به سینه جلوی مرادت سید اصلاحات خم و راست میشوی !

 

آیا این درست است که جواب حرف حقیقت را با مشت و لگد بدهند ؟

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 3:53  توسط نوید   | 

امشب می خوام یه شعر از دوست خوب و همشهری عزیزم آقای شکوهیان براتون بذارم اگه ارزش داشت نظرتون رو هم بدین ! اسمش هست دیکته

بنويس بابا مثل هر شب نان ندارد

سارا به سين سفره مان ايمان ندارد

بعد از همان تصميم کبری ابرها هم

يا سيل می بارد و يا باران ندارد

بابا انارو سيب و نان را می نويسد

حتی برای خواندنش دندان ندارد

انگار بابا همکلاس اولی هاست

هی می نويسد اين ندارد آن ندارد

بنويس کی آن مرد در باران ميايد

اين انتظار خيسمان پايان ندارد

ايمان برادر گوش کن نقطه سر خط

بنويس بابا مثل هر شب نان ندارد

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 3:14  توسط نوید   | 

۳۰ سال گذشت و میدان انقلاب پا برجاست

۳۰ سال گذشت و همچنان مزار شهدا بوی گلاب میدهد

تو من دست در دست هم پیش میرویم

             و هنوز انــــقـــــلـاب پا برجاست

 

پ.ن : الهی شکر !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 2:19  توسط نوید   | 

 

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ